سفارش تبلیغ
صبا ویژن
امّا حقّ شما برمن . . . این است که به شما بیاموزم تا نادانی نکنید و ادب آموزمتا بدانید . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :0
بازدید دیروز :2
کل بازدید :2880
تعداد کل یاداشته ها : 10
99/3/15
2:8 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
سیدعابدجعفری[0]

خبر مایه
بایگانی وبلاگ
 
آبان 92[5]

آدمها مثل کتابها هستند 

بعضی از آدم ها جلد زرکوب دارند. بعضی جلد ضخیم و بعضی جلد نازک.

بعضی از آدم ها با کاغذ کاهی چاپ می‌شوند و بعضی با کاغذ خارجی.

بعضی از آدم ها ترجمه شده‌اند.

بعضی از آدم ها تجدید چاپ می‌شوند و بعضی از آدمها فتوکپی آدمهای دیگرند.

بعضی از آدم ها با حروف سیاه چاپ می‌شوند و بعضی از آدمها صفحات رنگی دارند.

بعضی از آدم ها تیتر دارند، فهرست دارند و روی پیشانی بعضی از آدمها نوشته‌اند: حق هرگونه استفاده ممنوع و محفوظ است.

بعضی از آدم ها قیمت روی جلد دارند، بعضی از آدمها با چند درصد تخفیف به فروش می‌رسند و بعضی از آدم ها بعد از فروش پس گرفته نمی‌شوند.

بعضی از آدم ها را باید جلد گرفت، بعضی از آدمها را می‌شود توی جیب گذاشت، بعضی از آدمها را می‌توان در کیف مدرسه گذاشت.

بعضی از آدم ها نمایشنامه‌اند و در چند پرده نوشته می‌شوند. بعضی از آدمها فقط جدول و سرگرمی دارند و بعضی از آدمها معلومات عمومی هستند

بعضی از آدم ها خط خوردگی دارند و بعضی از آدمها غلط چاپی دارند

از روی بعضی از آدمها باید مشق نوشت و از روی بعضی از آدمها باید جریمه نوشت.

بعضی از آدم ها را باید چند بار بخوانیم تا معنی آنها را بفهمیم و بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت

بعضی از آدم ها مخصوص نوجوانان نوشته می‌شوند و بعضی مخصوص بزرگسالان.

بعضی از آدم هایی که مخصوص نوجوانان نوشته می‌شوند خیلی کودکانه و سطحی هستند.

کتابها مثل آدمها هستند

بعضی از کتابها ساده لباس می پوشند و بعضی لباسهای اتو کشیده و رنگارنگ دارند.

بعضی کتابها برای ما قصه می گویند تا بخوابیم و برخی قصه می گویند تا بیدار شویم.

بعضی از کتابها تنبل هستند، برخی از کتابها زیاد می خوابند و همیشه خمیازه می کشند.

بعضی از کتابها شاگرد اول می شوند و جایزه می گیرند. بعضی مردود می شوند و بعضی تجدید.

بعضی از کتابها تقلب می کنند، بعضی از کتابها دزدی می کنند.

بعضی از کتابها به پدر و مادر خود احترام می گذارند و بعضی حتی نامی هم از پدر و مادر خود نمی برند.

بعضی از کتابها هر چه دارند از دیگران گرفته اند و بعضی هر چه دارند به دیگران می‌بخشند.

بعضی از کتابها فقیرند و بعضی از کتابها گدایی می کنند.

بعضی از کتابها پرحرفند ولی حرفی برای گفتن ندارند و بعضی ساکت و آرامند ولی یک عالم حرف گفتنی در دل دارند.

بعضی از کتابها بیمارند، بعضی از کتابها تب دارند و هذیان می گویند.

بعضی از کتابها را باید به بیمارستان برد تا معالجه شوند و بعضی را باید به تیمارستان برد تا معالجه شوند.

بعضی از کتابها لوس و کودکانه حرف می زنند و بعضی از کتابها فقط غُر می زنند و نصیحت می کنند.

بعضی کتابها دوقلو یا چند قلو هستند. بعضی کتابها پیش از تولد می میرند و بعضی تا ابد زنده هستند.

بعضی از کتابها سیاه پوستند، بعضی سفیدپوست و بعضی زردپوست یا سرخپوست.

بعضی کتابها به رنگ پوست خود افتخار می کنند و رنگ پوست دیگران را مسخره می کنند

قیصر امین پور

 


92/8/26::: 9:30 ع
نظر()
  
  

اشعار کردی

*ویستم دلم در بینم بو پیامت بوت بنیرم / بلام تو خود دلمی ئیتر دل بوکه بنیرم//

* هیوای دلم یادی تویه / له ناو دلم باسی تویه / سلاوی منیش بو گولیکی وهکتویه //

* هه تا من ماوم ره فیقی راتم، تو گلی چاومی من خاکی پاتم//

* قضا و له مالم زه فتی شش قوه/ سرو ماله کم گشتی هین تووه/ هر خوم و قروان چالی چناکت/ بی طاقتی توم قضای بالاکت//

* خوشه ویستی تو هیوای دنیامه / نیگات تا مردن باخی ریگامه / نه لی لیم دوره له یادم ناکا / هیچ هیزی نیه تو له دل در کا//

* گولیک هاوریمه ، دمیکه بی دنگه ، زور بیری ئه کم ، دلم بوی تنگه//

* و خط خوش نیوسام له بان سانی ، رفیقی دیرم گیانم ها گیانه//

* سه نگی سه نگ و خاک نه سر دوشم بو* مه ر ئه وسا مه یلت فه راموشم بو//

دونیا باخیکه / تمن گولیکه/ ژیان ساتیکه / خوشه ویستی تو همو کاتیکه//

* به جوانی چاوت دونیام خوش ئه وی/ شادم هرکاتی چاوم پیت که وی//

* نه یژی لیم دوره میلی نه ماوه/ صد سال لیت دور بم  دلم حساوه//

* ایواران وختی و تنیا نیشم دوری بالاگد نقاشی کیشم، هیچ کاری نیرم به غیر از یادت، پیامی کل کم تا بکید شادد//

* جور آهو ویلان دست صیادم، گریزان له دس باران و بادم، و دورید قسم ناچید لع یادم، هم خاطر خاتم هم خاکی پادم، ویلاند بیومه برس و دادم//

* طاقت دوری بالاگد نیرم، خدا خوی زانی چه حالی درم، پنجره ی مالدان برم و نیشان ، بنیشم و پای و قلیان کیشان//

*مسیجی ارات کل بکم و برگ پیونه/ مه کز نیشتمه تو حالت چونه.//

* رفیقی نازار فره هیورد کم / پسا کوتلکو خوم له شوندکم/ گیانگه گیانان فقط یه بزان داخه دیورید سقانم سزان//

* فدای خماری چویل کالد/ فدای و تنیا نیشتن مالد / هم نفس هم دوس هم کل کسمی/له دار دنیا هر خود بسمی/ دارو آرام بخش درد دلمی / بوسان دایم پر له گلمی//

* قسم به چاوت که جرای دلمه/ دوری تو بو من یه دونیا ظلمه//

* تالی دور یه که ت به دل ئه کیشم ، له سر خه یالت فرمیسک ئه ریژم، قه د خه یال نه که ی تو له یاد بکه م ، مه گر  ئه و روژه ی کوچ بو خاک بکم//

مال ارا چمه ، گنج ارا کیمه ، مر نیزانم مردن و ریمه//

 


  
  

در پشت هیچ در بسته‌ای ننشینید تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید و اگر نیافتید همان در را بشکنید.


  
  

یادت هست مادر؟

 اسم قاشق را گذاشتی قطار هواپیما

کشتی تا یک لقمه بیشتر بخورم

یادت هست؟

شدی خلبان ملوان لوکوموتیوران

میگفتی بخور تا بزرگ بشی

 اقا شیره بشی

 مرد بشی

 عروسیت رو ببینم یادته مامان وحالا

من عادت کردم که هرچیزی را بدون

اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم

حتی بغض های نترکیده ام را

مامان دارم خفه میشم از این دنیا

ادماش بریدم دیگه کم اوردم


  
  

گذشت زمان بر آن‌ها که منتظر می‌مانند بسیار کند، بر آن‌ها که می‌هراسند بسیار تند، بر آن‌ها که زانوی غم در بغل می‌گیرند بسیار طولانی، و بر آنها که به سرخوشی می‌گذرانند بسیار کوتاه است. اما بر آنها که عشق می‌وزند، زمان را آغاز و پایانی نیست.